پايان نامه مقاله تحقيق ارشد
  • فروش زيان مالياتي[1] و اثر ژانويه

شايع‏ترين توضيح كه براي اثر ژانويه مورد بررسي قرار گرفته است، فروش زيان مالياتي در پايان سال توسط سرمايه‏گذاران انفرادي است. شواهد اين استدلال به شرح زير است. با تحقق زيان‏هاي سرمايه‏اي پيش از پايان سال، سرمايه‏گذاران انفرادي مي‏توانند بدهي مالياتي خودشان را از طريق تهاتر زيان‏هاي تحقق‌يافته با سود سرمايه تحقق‌يافته خودشان يا درآمد ناخالص تعديل‌شده خودشان كاهش دهند. علاوه بر اين، چون نرخ ماليات سود سرمايه كوتاه مدت، بيشتر از نرخ سود سرمايه بلندمدت (به جز دوره 1990 – 1988) است، بنابراين سرمايه‏گذاران مي‏توانند زيان‏هاي سرمايه‏اي را براي حفظ درآمد مشمول ماليات به واسطه تحقق يافتن زيان‏ها افزايش دهند. از سوي ديگر، سرمايه‏گذاران انگيزه كمي براي تحقق سودهاي سرمايه‏اي دارند، چون به تعويق انداختن سودها بار مالياتي آن‌ها را كاهش مي‏دهد. به ويژه با تعويق انداختن سودهاي سرمايه‏اي كوتاه مدت، وقتي كه سرانجام سودها تحقق مي‏يابند، باعث مي‏شود ماليات بر اساس نرخ مالياتي پايين‏تر سودهاي سرمايه‏اي بلندمدت تعيين شود. بنابراين، با توجه به مزاياي مالياتي زيان‏هاي سرمايه‏اي، سرمايه‏گذاران مشمول ماليات سهام زيان‏ده خود را در پايان سال مي‏فروشند و دوباره آن‌ها را در ژانويه خريداري مي‏كنند. در صورت عدم وجود آربيتراژ منطقي مناسب، فشار بر قيمت سهام ناشي از چنين فروش زيان مالياتي منجر به بازده غيرعادي مثبت در ژانويه براي اين سهام زيان‏ده مي‏شود (همان منبع. ص 1355).

شواهد قابل‌ملاحظه‌اي مطابق با فروش زيان مالياتي وجود دارد كه نشان مي‏دهد حداقل تا حدودي محرك صرف ژانويه شركت‏هاي كوچك است. اما به نظر نمي‏رسد كه فروش زيان مالياتي به طور كامل صرف را توضيح دهد. به عنوان مثال، در كشورهايي كه ماليات سود سرمايه وجود ندارد (نظير ژاپن) و يا كشورهايي كه سال مالياتي آن‌ها پايان دسامبر نيست (نظير بريتانيا و استراليا) نيز اثر ژانويه وجود دارد (همان منبع ص 1355).

[1] Tax Loss Selling

متن كامل :

پايان نامه قيمت‌گذاري كيفيت اقلام تعهدي


برچسب‌ها: ،

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۵ آبان ۱۳۹۷ساعت ۰۵:۱۸:۴۶  توسط مدير  نظرات (0)

ديدگاه معنوي[1]

به رغم رواج ديدگاه لذت گرايي ، تعدادي از فلاسفه ، صاحب نظران و علماي ديني چه در غرب و چه در شرق اين موضوع را زير سٶال  برده اند كه شادكامي به خودي خود مي تواند به عوان  مدارك اصلي خوشختي باشد(ريان و دسي  ،2001). از نظر فروم (1981)براي درك شاد كامي واقعي بايد بين اميال و نيازهايي  كه به صورت ذهني احساس مي شوند و خوشنودي آن ها منجر به لذت هاي زود گذر مي گردد و آن دسته از نيازهايي كه در ماهيت انسان ريشه داشته و تحقق آن ها ، نمو انسان و فراهم ساختن معنويت يعني خوشختي و شاد كامي واقعي را به همراه  دارد،تمايز قائل شد .از ديگاه وي ، شادي يك معيار برتر در هنر زندگي است.

واترمن[2] (1993) معتقد است كه مفهوم معنوي از شادكامي ، از خوشبختي است.او شادكامي مردم را بر اساس خود واقعي آنها تبيين مي كند. طبق نظر وي اين نوع شادكامي موقعي به دست مي آيد كه فعاليتهاي زندگي افراد بيشترين همگرايي يا جور بردن را با ارزشهاي عميق داشته باشد و آنان نسبت به اين ارزشها متعهد گردند. تحت چنين شرايطي ، احساس نشاط و اطمينان به وجود مي ايد. واتر من از اين حالت،به عنوان جلوه فردي[3] ياد كرد و همبستگي بالايي بين آن و اندازه هاي خوشبختي و شادكامي به دست آورد ريف[4] و سينگر[5] (1998)خوشبختي و شادكامي را دستيابي ساده و به لذت نمي دانند بلكه آن را به عنوان كوششي در جهت كمال در نظر مي گيرند كه بيانگر تحقق توان بالقوه واقعي فرد است.ريف و سينگر ، شش جنبه را بيانگر تعريف و نظري و عملي بهزيستي روان شناختي مي دانند كه عبارتند از خود مختاري[6] ،نمو فردي،[7]خود پذيري ٬[8]هدفمندي  زندگي[9]  و روابط مثبت[10]. ريف و سينگر اين جنبه ها را باعث ارتقاء سلامت جسماني و هيجاني مي دانند .به طور كلي مي توان گفت، رويكرد هاي لذت گرايي و معنوي به ظاهر متضاد مي باشند و هر كدام با تعريف گوناگوني از شادكامي ، انواع متفاوتي از پژو هش را در مورد علل ،پيامد ها و پويايي هاي اين موضوع باعث شده اند ٬اما از انجا كه شادكامي و بهزيستي رواني يك پديده چند بعدي است،جنبه هايي از هر دو رويكرد را در بر دارد . در اين رابطه كامپتون[11] و همكاران (1996 به نقل از يزداني،1382)در يافتند كه ديدگاههاي لذت گرايي و معنو ي كه شادكامي ، با وجود همپوشي ، در عين حال با هم تمايل دارند و درك ما را از شادكامي و بهزيستي رواني از طريق روش هاي متفاوت اندازه گيري ، افزايش خواهند داد.

 

 

[1]- eudaimonic

[2]- Waterman

[3]- Personal expressiveness

[4]- Ryff

[5]- Singer

[6]-autonomy

[7]-Personal growth

[8]- self acceptonnce

[9]- life-Purpose

[10]- Positive- relatedness

[11]- Campon

متن كامل:

پايان نامه اثربخشي آموزش شادكامي به شيوه شناختي رفتاري فوردايس بر ميزان خوش بيني وكيفيت زندگي زنان


برچسب‌ها: ،

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۵ آبان ۱۳۹۷ساعت ۰۵:۱۶:۱۳  توسط مدير  نظرات (0)

با توجه به اينكه هدف عمده آموزش و پرورش، اعتلاي همه جانبه شخصيت فراگيران، به ويژه در ابعاد اخلاقي، رواني و اجتماعي است، براي بهبود اين فرآيند، بايد كه جو كلاس شايسته و بايسته باشد. مطالعات فراواني تأثير جو رواني اجتماعي كلاس را بر پيشرفت تحصيلي نشان داده­اند (فريزر و همكاران،1995). بلوم[1](1994) جو را شرايط، نيروها، وانگيزش­هاي بيروني، اعم از فيزيكي، فكري، رواني و اجتماعي تعريف مي­كند.

فريزر(1994) چهار گونه جو­رواني-اجتماعي كلاس را بررسي كرد. به نظر او جو­رواني-اجتماعي چيره بر كلاس مي­تواند جوي سرشار از يكپارچگي و همبستگي (ميزان وابستگي و پيوند دانش آموزان)، منضبط و تكليف­گرا (ميزاني كه دانش­آموزان تكليف خود را به موقع و منظم انجام دهند)، فضايي پر برخورد و پر اصطلاك (ميزان رفتارهاي نادوستانه­ي دانش آموزان)، يا جوي آكنده از هم­آوري و رقابت (ميزان هم­آور و رقابت دانش­آموزان) باشد.

[1] -Bloom

  • جو ­رواني-اجتماعي مطلوب كه ويژگي­هاي آن عبارتند از: مشاركت دانش­آموزان در كلاس، رابطه صميمي معلم و دانش­آموز و برخورداري از حمايت معلم در مواقع مشكل، رابطه صميمي دانش­آموزان با­هم، برقراري نظم و مقررات در كلاس، سازماندهي مطالب آموزشي در كلاس، اهميت دادن به تلاش و انجام وظيفه دانش­آموزان، و همچنين در اين جو فراواني روابط اجتماعي وجود دارد و بين ادراك و انتظار تفاوتي نيست و پيشرفت تحصيلي بالاست.
  • جو­ رواني-اجتماعي نامطلوب كه برعكس جو­ رواني-اجتماعي مطلوب بيان شده است.
  • جو­ رواني – اجتماعي متوسط كه مابين دو جو مذكور بيان شده است (صالحي حسيني،1372).

جو رواني – اجتماعي كلاس، شامل د و متغير كلي ادراك (برداشتي كه افراد از واقعيت هاي موجود دركلاس دارند) و انتظار (تمايلات و خواسته هايي كه افراد از جو رواني- اجتماعي كلاس دارند) است. جوي براي يادگيري مطلوب است كه تفاوت ادراك و انتظار زياد نباشد يا اين دو مساوي باشند. درصورت تفاوت، بايد در پي اصلاح يا تغيير جو كلاس بود. پس، شناخت جو كلاس براي معلمان مهم و با ارزش است.


برچسب‌ها: ،

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۵ آبان ۱۳۹۷ساعت ۰۵:۱۳:۳۹  توسط مدير  نظرات (0)

رابطه مذهب با بهزيستي روانشناختي :

بر اساس الگوي بهزيستي روانشناختي ريف و كيز[1]سازه بهزيستي روانشناختي از شش عامل :زندگي هدفمند، رابطه مثبت با ديگران، رشد شخصي ،پذيرش خود، خود مختاري و تسلط بر محيط، تشكيل مي‌شود .از اين منظر شاخص سلامتي به عنوان نداشتن بيماري تعريف نمي شود به طوري كه به جاي تأكيد بر بد يا بيمار بودن بر خوب بودن تأكيد مي شود (ريف،1995).

بنابر اين ويژگيهايي مانند سازش يافتگي ،شادماني،اعتماد به خود ، و ويژگيهاي مثبتي از اين دست نشان دهنده سلامتي و بهزيستي روانشناختي است. در اين حالت است كه مذهب مي تواند به عنوان يك اصل وحدت بخش و يك نيروي عظيم براي سلامتي روان مفيد و كمك كننده باشد .چنان كه سازمان جهاني بهداشت در تعريف ابعاد وجودي انسان، به ابعاد جسماني ، رواني ،اجتماعي و معنوي اشاره مي كند و بعد چهارم، يعني بعد معنوي را نيز در تحول و تكامل انسان مطرح مي سازد .بدين ترتيب انتظار مي‌رود مذهب و دستيابي به معنويت به عنوان بخش مهمي از زندگي بر ارتقاي سلامت و بهزيستي مؤثر باشد (اميري،1384).

سلامت روان يكي از ابعاد سلامت در نظر گرفته مي شود و بر طبق تعريف كارشناسان سازمان بهداشت جهاني سلامت رواني عبارت است از حالت رفاه كامل جسمي، رواني و اجتماعي و نه فقط عدم بيماري و ناتواني و با تأكيد براي آن كه هيچ يك از اين ابعاد بر ديگري الويت ندارد.روانشناسي بهداشت در سالهاي اخير اهميت زيادي براي نقش راهبردهاي مقابله و سبك زندگي افراد در چگونگي وضعيت سلامت جسماني ورواني آن قائل شده است.  شيوه هاي مقابله ،توانائي هاي شناختي رفتاري هستند كه فرد مضطرب به منظور كنترل نيازهاي رفاهي دروني و بيروني فشار آور به كار مي گيرد .يكي از شيوه هائي كه اخيرأ روند رو به گسترش  بوده است شيوه هاي مقابله مذهبي و معنوي است كه موجب آرامش و سلامت فرد مي شود . يافته هاي اخير نشان مي دهد از آنجائي كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفي و هم وسيله اي براي  تفسير مثبت حوادث زندگي هستند مي توانند مقابله هاي بعدي را تسهيل كنند بنا براين به كار گيري آن براي اكثر افراد سلامت ساز است ( براون و تيمي[2]،2009).

علاوه بر اين، نظريات ارائه شده در اين زمينه از قبيل تأثير ايمان در درمان اضطراب‌، بازگشت انسان  به گرايش ديني در زندگي براي درمان بيماريهاي رواني ، انسان متدين و عدم ابتلاء به بيماري‌هاي رواني، عظمت و لذت ايمان در زندگي فردي و حتي اينكه تنها راه درمان افراد در زمينه از هم پاشيدگي اخلاقي را بازگشت به دين مي دانند هم حاكي از اثر معنوي ايمان و مذهب در سلامت انسان مي باشد . (تروينو[3] ،2009)

همچنين با مطالعه اي كه توسط. بيرمن و الكس[4]انجام گرفت نشان دادكه رويكرد ديني تنها پيش بيني كننده سلامت روانشناختي بوده است به اين صورت كه رويكرد مذهبي دروني با سطح بالا تر سلامتي و رويكرد مذهبي پايين با سطح سلامتي و رويكرد روانشناختي پايين تر ارتباط دارد. تحقيقات آنها نشان مي‌دهد كه فراواني فعاليت هاي مذهبي فردي شاخص تعيين كننده‌اي در واريانس علائم افسردگي، اضطراب و احترام به نفس بوده است و حضور در كليسا شخص را در مقابل خود كشي محافظت مي‌كند(بيرمن  وآلكس،2006).

بر اساس مطالعات انجام شده نگرش مذهبي مي تواند در زندگي شخص بسيار مؤثر باشد و به ميزان بسيار زيادي در زندگي زناشوئي و ارتباطات آنها با يكديگر اثر مي   گذارد .مذهب شامل رهنمودهايي براي زندگي و ارائه دهنده سامانه باورها و ارزشها است كه اين ويژگي مي تواند زندگي زناشوئي را متأثر سازد . همچنين علاوه بر رابطه دين با سلامت رواني و سازش يافتگي فردي ،غالبأ بر ارتباط مثبت دين با سازش يافتگي و سلامت رواني و رابطه منفي آن با اختلالات رواني تأكيد شده است . و در ارتباط بين نگرش ديني ،سازش يافتگي با محيط كار و خود پنداره نشان داده شده است كه نگرش ديني با خود پنداره رابطه مثبت دارد و به همسازي بيشتر در افراد منتهي مي شود(هانلر[5]،2005) .  

 

[1] - Ryff ,C.D. &  Keyes,C.

[2] - Brown,P. & Tiemey,B.

[3] - Trevino,M.K.

[4] - Bierman,C. & Alex,D.

[5] - Hunler,O.S.


برچسب‌ها: ،

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۵ آبان ۱۳۹۷ساعت ۰۵:۱۱:۰۶  توسط مدير  نظرات (0)

منشأ و طبيعت عزت‌نفس

براي انسان هيچ حكم ارزشي مهمتر از داوري او در مورد نفس خويش نيست و ارزشيابي شخص از خويشتن قطعيترين عامل در روند رشد رواني اوست. اين ارزشيابي تماماً به شيوه قضاوت آگاهانه و صريح، شفاهي يا كتبي، يا برشمردن صفات و توصيف حالات نيست بلكه به صورت احساس مي‌باشد. احساسي كه جدا كردن و شناسايي آن مشكل است زيرا پيوسته توسط انسان تجربه مي‌شود و جزئي از هر احساس ديگر انساني مي‌باشد و در هر واكنش احساساتي دخيل است (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

هر احساس زاييده يك برآورد است و بازتاب يك ارزشيابي، سودمندي و يا زيان‌بخشي برخي از جنبه‌هاي حقيقت به حال انسان مي‌باشد بنابراين تصويري كه يك فرد از خويشتن دارد به طور ضمني در همه واكنشهاي ارزشي او تجلي مي‌كند. هر نوع قضاوت اين سؤال را پيش مي‌آورد كه «آيا به نفع من است يا به زيان من؟» و اين خود به خود متضمن‌نمايي از «من» است و تصويري از نفس را به دنبال خود مي‌كشد
(مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

ارزشيابي شخص از خويشتن اثرات برجسته اي در جريان فكري، احساسات، تمايلات، ارزشها و هدفهاي وي دارد و كليد فهم رفتار اوست. به منظور شناخت كيفيات رواني انسان و پي بردن به روحيات او بايد به طبيعت و ميزان حرمت نفس و معيارهاي قضاوت وي درباره خويشتن آگاهي يافت.

انسان تمايل به داشتن حرمت نفس را امري ضروري و الزام‌آور و اساسي مي‌داند اعم از اينكه ضرورت را در وجود خود به وضوح شناسايي مي‌نمايد يا نه. نمي‌تواند منكر اين واقعيت شود كه ارزشيابي او از خويشتن اهميت حياتي دارد و به اندازه مسئله مرگ و زندگي مهم است. هيچ‌كس نمي‌تواند نسبت به داوري خود درباره خويشتن بي‌تفاوت باشد زيرا طبيعت وي چنين اجازه‌اي را نمي‌دهد (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

انسان آنچنان مشتاق دنيا و نيازمند به داشتن نظر مثبت و مناسب درباره خويش است كه امكان دارد در اين راه حقيقت را ناديده انگارد، قضاوتش را تحريف و ذهن خود را تجزيه كند و احساسات نامناسب را سركوب كند تا از رودررويي با حقايقي كه ارزشيابي او را در مورد خويش خدشه‌دار مي‌كند و به آن جهت منفي مي‌دهد پرهيز نمايد. انساني كه معيارهاي نامعقولي را انتخاب كرده و پذيرفته است تا خود را براساس آنها قضاوت و ارزشيابي كند ممكن است آشكارا و بازشتي به سوي هدفهاي مخربي سوق داده شود تا خود را قانع و مطمئن سازد كه داراي فضايل و حرمت نفس است هر چند در واقع‌ فاقد آن مي‌باشد (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

انساني كه داراي حرمت نفس نيست به ميزان فقدان آن خود را مجبور به جعل و كسب نوع كاذب آن مي‌نمايد تا با توسل به تصوير دروغين و بدلي آن چهره خود را بيارايد و با اين حس نوميدي و اين باور كه رودررويي با جهان، بدون برخورداري از حرمت نفس به منزله بي‌پناه كردن و خلع سلاح خويش است كه نهايتاً منجر به تخريب نفس مي‌گردد، خود را از نظر روان‌شناسايي به طريق باطل و بي‌راهه سوق مي‌دهد (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

حرمت نفس داراي دو جنبه وابسته به يكديگر است، يكي حس سودمندي و ديگري حس ارزشمندي فرد و در معني مجموع حس شرف نفس و حس اعتماد به نفس است كه دلالت بر لياقت شخص براي زيستن دارد.

نياز انسان به حرمت نفس در نهاد آدمي غريزي است ولي فاقد علم مادرزادي براي برآوردن اين نياز و يا اطلاع از حرمت نفس مي‌باشد و اين رسالت و مسئوليت اوست كه چنين معيارهايي را كشف نمايد (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

سوالات مطرح در اين مرحله از اين قرارند كه چرا انسان به حرمت نفس نياز دارد؟ (تمايل به داشتن آن، دليل بر نياز نيست) و يا اينكه «موضوع حرمت نفس چگونه به بقاي انسان مربوط مي‌شود؟» و «شرايط احراز آن چيست؟» و «به چه دليل نيروي انگيزشي آن تا اين اندازه نيرومند است؟» اينها سوالاتي است كه بايد مورد توجه قرار گيرند.

دو حقيقت در مورد نهاد بشر وجود دارد كه كليد پاسخ به  اين سوالات است: اول آنكه قوه استدلال وسيله اساسي براي بقاي انسان است، دوم آنكه به كارگيري قواي ذهني و عقلاني انسان امري است اختياري، يعني در قلمرو ادراك انساني و ضمير آگاه او به طور خودمختار عمل مي‌كند (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

اغلب مردم نقش و اهميت نيروي استدلال خودرا در امر زيستن شناسايي نمي‌كنند ولي از زماني كه كودك نيروي خودآگاهي را كسب مي‌كند ولو به نحو ضمني به طور اجتناب‌ناپذير و به حكم اجبار هوشيار مي‌شود؛ يعني آگاهي، وسيله اساسي وي در برخورد با واقعيات است و هيچ راه و روشي جهت زيستن بدون اين آگاهي براي او امكان‌پذير نيست و بهزيستي او بستگي به ميزان سودمندي عملكرد ذهن او دارد. يك مثال در سطح خيلي ابتدايي و پايين مي‌توان عنوان كرد كه در آن هيچ‌كس نمي‌تواند منكر اهميت استدلال بشود. مثلاً اگر كسي خود را «بي‌عقل» يا «احمق» بداند ضرورتاً آن را بازتاب تخريب كننده عدم توانايي خود در برخورد با واقعيات خواهد دانست
(مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

از زماني كه كودك توان درك و فهم كسب مي‌كند به طور روزافزون به نحو ضمني و ناواضح از مسئوليت خود در تنظيم رفتار خويش آگاه مي‌شود. براي حفظ آگاهي خود در حد ادراك و فهم عميق بايد از راه نيل به هدفهاي گوناگون كوشش فكري نمايد و نيز اين توان را حاصل كند كه بين حالت تمركز فكري و حالت سردرگمي تميز قائل شود و يكي را در مقابل ديگري انتخاب كند (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

 

اعتماد به نفس، احساس سودمندي

واقعيت مرتباً انسان را در سر چند راهي قرار مي‌دهد كه ناگريز بايد يكي از چند راه را انتخاب نمايد يعني انتخاب اعمال و هدف و انتخاب از بين شقوق مختلف، خوشبختي انسان در گرو انتخاب صحيح و برگزيدن راه درست است؛ درستي در استدلالات و درستي در انتخاب. ولي در عين حال نمي‌تواند پاي خود را از محدوده امكانات طبيعي خويش بيرون بگذارد و انتظار داشته باشد كه بحرالعلوم، عقل كل و خطاناپذير باشد. چيزي كه بدان نياز دارد همان است كه در حيطه توان وي قرار دارد، يعني اين عقيده كه شيوه او در انتخاب و اتخاذ تصميمات و روش ويژه وي در استفاده از آگاهي صحيح باشد. صحيح در اصول و مناسب با واقعيات (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

يك موجود زنده كه آگاهي او به طور خودكار عمل مي‌كند با چنين مسئله‌اي روبرو نيست و نمي‌تواند ارزشمندي عملكرد ذهني خود را مورد سؤال قرار دهد. ولي در مورد انسان كه آگاهي او اختياري است هيچ چيز حياتي‌تر از اين نيست.

انسان تنها موجود زنده‌اي است كه مي‌تواند وسيله حيات و بقا يعني نيروي تفكر خود را مردود و يا تخريب و يا به دشمن تسليم كند. او تنها موجود زنده‌اي است كه مي‌تواند به وسيله تمرين و تربيت، نيروي عقلاني خويش را مساعد و شايسته زيستن نمايد و اين مسئوليت عمده او در طريق زندگي است. روشي را كه انسان در برخورد با اين موضوع انتخاب مي‌كند از نظر روان‌شناسي بارزترين حقيقت در مورد نفس اوست زيرا در تار و پود وجود او به عنوان يك موجود زيستي قرار دارد (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

هر چه انسان بيشتر خود را به شناخت متعهد بداند، به همان اندازه وظيفه اصلي ضمير هشيار او آگاه و بيدار مي‌شود. يعني درك و فهم و در معني آن، عمل ذهني كه بوسيله انتخاب خود او برانگيخته شده و به سوي سودمندي در شناخت سوق داده مي‌شود. بالعكس هر چه انسان در بيدار و هشيار ساختن هدف تنظيم كننده عمل خودآگاهي دچار شكست شود يا از آن امتناع نمايد به همان ميزان از كوشش ذهن و مسئوليت استدلال به دور مي‌ماند و نتيجه آن ناسودمند كردن نيروي شناخت است (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

اساسي‌ترين انتخاب آن انتخابي است كه مستقيماً در قلمرو اختيار قرار دارد: فكر كردن يا فكر نكردن و تمركز يا تعليق ذهن. اين انتخاب در سه شق اساسي معرف‌شناسي رواني موجود است؛ شقوقي در قالب اصلي جريان عملكرد شناختي او. اين شقوق مواضعي را كه استدلال، فهم و واقعيت در ذهن انسان اشغال مي‌نمايد منعكس مي‌سازند (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

1- انسان مي‌تواند يك تمركز فكري بسيار قوي را در ذهن خود فعال سازد و آن را پايدار و مستمر بدارد؛ با اين هدف كه فهم خود را به ميزان مطلوبي از دقت و روشني برساند و يا بالعكس آن را در سطح تيره‌اي از حالت منفعل، بدون قوه تميز و بي‌ارادگي و بي‌هدفي ذهني نگاه دارد.

2- انسان مي‌تواند بين عقل و احساس، تمايز و تفاوت قائل شود و بگذارد كه قضاوت او از عقل و نه از احساسات او پيروي نمايد. يا در عوض در زير فشار احساسات (تمايلات و يا ترسهاي خود) عقل خود را به حالت تعليق درآورد و ذهن خود را تسليم انگيزه‌هايي نمايد كه نسبت به ارزشيابي آنها بي‌تفاوت و بي‌قيد است (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

3- انسان مي‌تواند تحليل مستقلي از ميزان صحت و سقم هر ادعا و يا درجه درستي يا نادرستي هر موضوع نمايد و يا حالت منفعلانه و غيرمنتقدانه‌اي در برخورد با عقايد و بيانات ديگران اختيار كند و قضاوت آنها را جايگزين تشخيص و قضاوت خود نمايد.

به هرميزان كه انسان سيرتاً در اين موضوعات انتخاب صحيح داشته باشد به همان اندازه احساس كنترل بر هستي خود مي‌نمايد؛ كنترل ذهن به نحوي كه در عين حال با واقعيت مناسب و در صلح و سازش باشد اعتماد به نفس عبارت است از اعتماد به ذهن انسان در رابطه با اعتبار ابزار شناخت (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

اين اعتماد الزاماً انسان را از خطا مصون نمي‌دارد به اين معني نيست كه فرد هيچ‌گاه اشتباه نمي‌كند بلكه بر اين عقيده استوار است كه انسان شايستگي تفكر، قضاوت و دانستن را دارد (دانستن به معني جبران خطاها). و نيز انسان اصولاً واجد لياقت است و بدون چون و چرا ملزم است كه در رابطه اصيل، شرافتمندانه و تحريف نشده‌اي با ظرفيت كامل خود و تا آنجا كه نيروهاي اختياري او اجازه مي‌دهند باشد. علاوه بر  اين عالم و معتقد بر اين باشد كه هيچ چيز پرارجحتر و ارزشمندتر از واقعيت نيست و بالاترين توجه و احترام بايد به سوي واقعيت باشد (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

نوع اساسي واصلي اعتماد به نفس بايد از نوع سطحي و مقطعي آن تميز داده شود زيرا نوع اخير فقط حس سودمندي انسان در يك زمينه خاص و يك منظور ويژه را شامل مي‌شود. حال آنكه اعتماد به نفس اساسي، متوجه علم شخص در يك زمينه خاص و يا مهارت در كار معيني نيست بلكه متوجه اعتماد به نفس به معني آن درعلم معرفت‌شناسي روان است كه شامل برخورداري از يك روح قضاوت كلي به صورت ضمني و غيرواضح و لزوماً آگاهانه و يك سيرت و صفت انساني در برخورد با حقايق، واقعيات و تلاش و مبارزه در اين راستاست. انسان به چنين اعتماد به نفسي نياز دارد زيرا شك در كارآيي آنچه سرمايه بقاي اوست در حكم فلج كردن، متوقف كردن و تسليم به اضطراب و محكوميت، به درماندگي و بيچارگي است كه منجر به عدم صلاحيت و شايستگي او براي زيستن مي‌گردد (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).


برچسب‌ها: ،

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۵ آبان ۱۳۹۷ساعت ۰۵:۰۸:۳۲  توسط مدير  نظرات (0)

نقدي بر مكتب خانه هاي آخوند باجي:

 اين مكتب خانه ها به هيچ وجه با ويژگي جسمي و عاطفي و توانايي هاي يادگيري كودك همخواني نداشت. مي دانيم كه نياز به حركت هاي جسمي و بازي در اين دوره از ويژگي هاي خاص كودكان است و از اين لحاظ است كه برخي گفته اند بازي تفكر كودك است. ولي در مكتب خانه ها بازي و حركت هاي جسماني، رفتار ناشايستي تلقي مي شد كه سزاوار مجازات بود. از ورزش، نقاشي، سرود و ... نه تنها خبري نبود اگر هم كسي دست به چنين كاري مي زد تنبيه مي شد.

«امروز در برخورد با آموزش در اين مكتب خانه ها دو ديد متفاوت وجود دارد: گروهي اين نوع آموزش را دربست پذيرفته و در آن چندان به چون و چرا نمي پردازند و هر آن چه را كه در آن مكتب خانه ها بود، بجا و طبيعي مي دانند. استدلال اين گروه اين است كه در اين مكتب خانه ها به شاگردان سجاياي اخلاقي نيكو و اصول ديني آموخته مي شد كه متأسفانه بسياري از كودكان امروزي فاقد آنند و در تبيين چگونگي آموزش و سخت گيري ها و عدم توجه به ويژگي هاي جسمي و روحي كودكان و نيازهاي آنان مي گويند كه علت اين بي توجهي ها و نبودن امكانات آموزشي و وسائل بازي و غيره را بايد در اوضاع اجتماعي حاكم بر جامعه جست و جو كرده و در مقابل از زحمات و بالاتر از آن، ايمان و علاقه ي معلمان و مربيان گذشته به شغل شان را، كه بدون مبالغه نسبت به روزگار حاضر در حد اعلاي خود بوده است، بستائيم و در اين مجموعه از آنان به نيكي و خير ياد كنيم».

گروه ديگر هم شيوه هاي گذشته را هدف تير انتقاد قرار داده و گاهي مكتب خانه ها را به محبس تشبيه كرده اند. هر چند مكتب خانه هاي آخوند باجي داراي محاسن و معايبي بود؛ اما شواهد تاريخي نشان مي دهد كه كاستي ها و عيب هاي آن ها به مراتب بيش از محاسن شان بود كه بيزاري از مكتب و بي سوادي توده ي عظيمي از مردم از جمله نتايج آن بوده است.

اما از جمله محاسن مكتب خانه ها مي توان به تأكيد در پرورش اخلاق نيكو و توجه به سنت ها و اعتقادات مردم، از نظر هدف تربيتي و اجتماعي و هنجارهاي آن و به كارگيري شيوه ي انفرادي در آموزش و توجه به تفاوت هاي فردي اين مكتب خانه ها اشاره كرد. (منبع: كتاب حوزه شماره 150)


برچسب‌ها: ،

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۵ آبان ۱۳۹۷ساعت ۰۵:۰۵:۵۸  توسط مدير  نظرات (0)

فهرست عناوين
چكيده 1
فصل اول 2
كليات پژوهش 2
مقدمه 3
1-1 بيان مساله 5
1-2 اهميت و ضرورت تحقيق 6
1-3 اهداف تحقيق 6
1-3-1 هدف اصلي 6
1-3-2 اهداف فرعي 6
1-4 پيشينه پژوهش 7
1-5 سوالات تحقيق 8
1-6 فرضيات تحقيق 8
1-7 روش تحقيق 9
1-7-1 تحقيق از نظر هدف 9
1-7-2 تحقيق از نظر نوع 9
1-8 روش گردآوري اطلاعات 9
1-9 قلمرو تحقيق 10
1-10 جامعه و نمونه آماري 10
1-10-1 جامعه آماري 10
1-10-2 نمونه آماري 10
فصل دوم 11
مباني نظري پژوهش 11
2-1 اهميت گردشگري 12
2-2 تاريخچه گردشگري 12
2-3 تعريف واژگان 13
2-3-1 تعاريف فني گردشگري 14
2-4 انواع گردشگري 15
2-5 گونه شناسي گردشگران 16
2-6 عناصر صنعت گردشگري 18
2-7 آثار گردشگري 19
2-8 عوامل بروز آثار گردشگري 20
2-9 فرهنگ وگردشگري 21
2-10 منشور بين المللي گردشگري فرهنگي 22
2-11 اهداف گردشگران 23
2-12 مديريت بازاريابي گردشگري 23
2-13 بخش بندي بازارگردشگري 25
2-14 پژوهش در گردشگري 25
2-15 گردشگري در قرن بيست و يكم 28
2-16 برنامه ريزي گردشگري 29
2-17 برنامه ريزي استراتژيك گردشگري 30
2-18 برنامه ريزي گردشگري در ايرانونمونه هايي از ساير كشورها 32
2-19 برنامه ريزي گردشگري در ايران 34
2-20 تجربه كشورهاي خارجي در زمينه مديريت و برنامه ريزي گردشگري 37
2-21 پيشنهادات براي بهبود عمومي برنامه ريزي گردشگري در ايران 41
2-22 تعريف گردشگري ساحلي 42
2-23 انواع گردشگري ساحلي 43
فصل سوم 45
معرفي منطقه مورد مطالعه 45
3-1 معرفي استان بوشهر 48
3-2 معرفي شهرهاي اصلي استان بوشهر 52
3-2-1 شهرستانبوشهر–بندربوشهر 52
3-2-2 شهرستانهاي كنگان و جم- بندر كنگان و شهر جم 54
3-2-3 شهرستانهاي دير، گناوه، ديلم 55
3-2-4 شهرستانهاي دشتستان، دشتي، تنگستان 55
3-3 ويژگيهاي جمعيتي استان بوشهر 60
3-4 جغرافياي سياسي استان بوشهر 61
3-5 آب و هوا 61
3-5-1 چشمه ها 62
3-5-2 جنگل ها و مراتع 63
3-5-3 مراتع 63
3-5-4 چشم اندازهاي كوهپايه اي 64
3-5-5 بادهاي محلي 64
3-6 جغرافياي اقتصادي استان بوشهر 65
3-6-1 وضعيت و جايگاه صنعت استان 65
3-6-2 روند تغييرات سيرتوسعه صنعتي استان بوشهر 66
3-6-3 وضع موجود محورهاي توسعه صنعتي 68
3-7 هنرهاي سنتي 68
3-8 جاذبه هاي گردشگري استان بوشهر 69
3-9 جاذبه‌هاي اجتماعي استان بوشهر 71
3-9-1 بناي گور دختر تنگارم 72
3-9-2 قلعه خورموج 72
3-9-3 بندر سيراف 73
3-9-4 قلعه نصوري 73
3-9-5 قلعه هلندي ها جزيرهخارك 74
3-9-6 عمارت ملك و پارك ساحلي آب شيرين كن ‌بوشهر 74
3-10 گردشگري ساحلي در ايران 74
3-11 گردشگري ساحلي در استان بوشهر 76
3-12 مشكلات گردشگري ساحلي استان بوشهر 76
3-13 راهكارهاي توسعه گردشگري ساحلي استان 77
3-14 ايجاد دهكده هاي گردشگري ساحلي در استان بوشهر 79
فصل چهارم 81
يافته هاي تحقيق 81
مقدمه 82
4-1 سن پاسخگويان 83
4-2 جنس پاسخگويان 84
4-3 ميزان تحصيلات پاسخگويان 84
4-4 وضعيت اشتغال پاسخگويان 85
4-5 تحليلرضايتگردشگران اززير ساخت ها و مجتمع هايگردشگري استان بوشهر 88
4-5-1 ميزانرضايتازامكاناتتبليغيوراهنمايي 88
4-5-2 ميزانرضايتازامكاناترفاهيواقامتي 89
4-5-3 ميزانرضايتازامكاناتدسترسيوحملونقل 89
4-5-4 ميزانرضايتازامكاناتبهداشتي- درماني 89
4-5-5 ميزانرضايتازپاكيزگيمكانهايگردشگري 90
4-5-6 ميزانرضايتازنحوهمديريتمكانهايگردشگري استان بوشهر 90
4-6 تجزيه و تحليل داده ها در مدلSWOT 90
4-6-1 ماتريس قوتها،ضعفها،فرصتها وتهديدها (SWOT) 92
4-6-1-1 ماتريس ارزيابي عوامل داخلي(IFE) 93
4-6-1-2 ماتريس ارزيابي عوامل خارجي 1(EFE) 95
4-6-2 راهبرد‌هاي طبقه‌بندي شده 97
4-7 نمودار راهبردي روش سوات 100
4-8 مهمترين موارد نظرسنجي 100
فصل پنجم 101
بررسي فرضيات ، نتيجه گيري و پيشنهادات 101
5-1 مقدمه 102
5-2 نتايج آزمون فرضيات 102
5-2-1 آزمون فرضيه اول 103
5-2-2 آزمون فرضيه دوم 105
5-2-3 آزمون فرضيه سوم 106
5-3 نتيجه گيري 107
5-4 پيشنهادات 107
5-4-1 پيشنهادات در سطح ملي 108
5-4-2 پيشنهاداتي در سطح استاني 108
5-4-3 پيشنهادات مطالعاتي براي تحقيقات آينده 109
5-5 طراحي سايت پلان گردشگري و ورزشهاي ساحلي 110
منابع 113

فهرست جدول ها
جدول 3-1 : خانوار و جمعيت استان بوشهر به تفكيك جنس در سال 1390 59
جدول 3-3 : فهرست امكانات و زيرساخت هاي گردشگري در استان بوشهر 79
جدول 4-1: توزيع پاسخگويان بر حسب سن 83
جدول 4-2: توزيع پاسخگويان بر حسب جنس 84
جدول 4-3: توزيع پاسخگويان بر حسب ميزان تحصيلات 84
جدول 4-4: توزيع پاسخگويان بر حسب وضعيت اشتغال 85
جدول4-5- توزيع فراواني و درصد فراواني پاسخ آزمودني ها به سؤال: ( استان بوشهر به چه ميزان از توانمندي هاي مربوط به گردشگري هاي ساحلي، آبي و تابستاني(قايقراني، شنا و شيرجه و غواصي، واليبال و فوتسال ساحلي و موج سواري و ديگر جاذبه هاي مرتبط با آن..) برخوردار است؟ 85
جدول4-7 توزيع فراواني و درصد فراواني پاسخ آزمودني ها به سؤال: استان بوشهر به چه ميزان از توانمندي هاي مربوط به ورزش هاي آبي برخوردار است؟ 86
جدول4-10 توزيع فراواني و درصد فراواني پاسخ آزمودني ها به سؤال : استان بوشهر به چه ميزان از توانمندي هاي مربوط به بيابان گردي و كوير نوردي برخوردار است؟ 88
جدول 4-11- ميزان رضايت گردشگران از امكانات تبليغي و راهنمايي 88
جدول 4-12- ميزان رضايت گردشگران از امكانات رفاهي و اقامتي استان بوشهر 89
جدول 4-13- ميزان رضايت گردشگران از امكانات دسترسي و حمل و نقل 89
جدول 4-14- ميزان رضايت گردشگران از امكانات بهداشتي 90
جدول 4-15- ميزان رضايت گردشگران از پاكيزگي مكانهاي گردشگري استان بوشهر 90
جدول 4-16- ميزان رضايت گردشگران از نحوه مديريت مكانهاي گردشگري 90
جدول 4-17- آلفاي كرونباخ 91
جدول4-18- ماتريسقوتها،ضعفها، فرصتها و تهديدها (SWOT) 92
جدول 4-19- ماتريس ارزيابي عوامل داخلي نقاط قوت و ضعف (IFE) مديريت گردشگري استان بوشهر 94
جدول 4-20- ماتريس ارزيابي عوامل خارجي(EFE) مديريت گردشگري استان بوشهر 96
جدول 4-21- استراتژيهاي تدوين شده در راستاي توسعه گردشگري دريايي در استان بوشهر با استفاده از ماتريس عوامل داخلي و خارجي 97
جدول 5-1 نتايج ازمون تك متغيره t 104
جدول 5-2 رابطه بين ميزان درآمد با تمايل به مشاركت 104
جدول 5-3 رابطه همبستگي بين توسعه توريسم ساحلي استان بوشهر و ايجاد مجتمع هاي گردشگري 105
جدول 5-4 تحليل واريانس رگرسيون(ANOVA) 106
جدول 5-5 رابطه همبستگي بين مديريت گردشگري و توسعه ورزش هاي آبي استان بوشهر 107

فهرست شكل ها
شكل4-1-توزيع فراواني و درصد فراواني نمونه هاي آماري 83
تصوير 5-1 : نماي ماهواره اي از محل سايت پلان پيشنهادي 111
تصوير 5-2 : سايت پلان پيشنهادي به تفكيك 112

فهرست نقشه ها
نقشه 3-1 : موقعيت جغرافيايي استان بوشهر در كشور 46
نقشه 3-2 : استان بوشهر به تفكيك شهرستان ها 47

چكيده
مناطق ساحلي از پربارترين وپوياترين منابع اكولوژيكي وبستر فعاليت هاي عظيم اقتصادي واجتماعي در جهان به شمار مي روند. منابع ارزشمند اكولوژيكي، تنوع زيستي وذخاير سرشار نفت وگاز وفعاليت هاي عظيم اقتصادي اين مناطق را به يكي از حساس ترين وارزشمندترين مناطق در جهان تبديل نموده است.به دنبال افزايش جمعيت و فشار بر روي منابع طبيعي، مسئله توريسم و گردشگري نيز اثرات نامطلوبي بر محيط زيست برجاي مي گذارد. مسائلي از قبيل فرسايش خاك، تغييرات خط ساحلي، نابودي زيستگاههاي ساحلي، خشك شدگي يا آلودگي آبهاي زيرزميني و به خطر افتادن بهداشت و سلامتي ناشي از شبكه هاي ناكافي دفع زباله و فاضلاب، جوامع انساني را تهديد مي كند. اما بهترين راه براي حل اين مشكلات، توسعه پايدارگردشگري ساحلي است.در اين ميان استان بوشهر با دارا بودن بيش از 700 كيلومتر مرز دريايي يكي از مناسب ترين مناطق كشور جهت توسعه گردشگري ساحلي و ورزش هاي آبي مي باشد. اما عدم سرمايه گذاري هاي مناسب و وجود كمبودهاي فراوان در اين زمينه سبب شده است تا با انتخاب اين موضوع در اين پژوهش به بررسي زمينه هاي توسعه گردشگري ساحلي و ورزش هاي آبي در استان بوشهر پرداخته و در پايان بتوانيم با طراحي سايت پلاني مناسب به رونق گردشگري ساحلي در اين استان كمك كنيم .نوع تحقيق كاربردي ، بر مبناي روش swot و روش آن اسنادي ، ميداني بوده است. نتايج بررسي هاي صورت گرفته در اين پژوهش نشان داد بين مديريت و برنامه ريزي مطلوب گردشگري با توسعه توريسم ساحلي و ورزشهاي آبي و همچنين ايجاد سايت پلان هاي گردشگري در استان بوشهر ارتباط معناداري وجود دارد.
واژگان كليدي : مديريت و برنامه ريزي ، گردشگري دريايي و ساحلي ، استان بوشهر

فصل اول
كليات پژوهش

مقدمه
گردشگري ساحلي از قديميترين انواع گردشگري بوده و سابقه برخي از گردشگاههاي ساحلي در جهان ، به قرن 19 ميلادي باز ميگردد. اما نكته قابل تامل در اين ميان ، تغيير ذائقه و تنوع طلبي گردشگران ساحلي در دهه هاي اخير است. در حالي كه در گذشته گردشگران تنها بر تماشاي سواحل دريا به اين گردشگاهها مراجعه مينمودند ، امروزه آنها به دنبال اقامت در سواحل دريا و انجام فعاليتهاي ورزشي ، تفريحي ، فرهنگي و تفريحات خاص اين فضاها هستند.(آقاجاني،1390، 15)
گردشگري ساحلي به مجموعه فعاليتهاي تفريحي، ورزشي و سرگرمي كه توسط گردشگران در محدوده سواحل انجام ميگيرد ، گفته مي شود. اين گردشگري شباهتهايي با گردشگري دريايي داشته و گاهي نيز با همين عنوان تعريف ميشود اما بايد در نظر داشت ، گردشگري ساحلي از نظر ماهيت متفاوت است. بدين ترتيب كه نوع فعاليتهاي تفريحي صورت گرفته در گردشگري دريايي ، بيشتر در آبهاي عميق و دور از خشكي انجام مي گيرد و نيازمند تجهيزات ، امكانات و آموزشهاي ويژه است. تفريحاتي چون غواصي ، سفر دريايي ، جت اسكي و ... در آبهاي عميق از عمده ترين جذابيتهاي گردشگري دريايي هستند.
از ميان تمامي فعاليتهايي كه در مناطق ساحلي و درياها در جهان انجام مي گيرند ، هيچ كدام از نظر گستردگي و تنوع، به اندازه مبحث گردشگري و تفريحات ساحلي مطرح نيست. به دليل طبيعت پوياي اين بخش و تقاضاي رو به رشد آن ، اغلب طرحهاي مربوطه را در زمره طرحهاي ملي و منطقه اي قرار داده و سبب شده اند تا سرمايه گذاريهاي قابل توجهي در جهت فراهم نمودن زيرساختها و ايجاد تسهيلات در اين زمينه صورت بگيرد.(منصور،1390، 15)
در اين ميان كشور ما با داشتن شهرها و بنادر ساحلي و جزايري چون قشم ، كيش در جنوب ايران و شهرها و بنادر شمالي ايران هنوز در ميان كشورهاي فعال در زمينه گردشگري ساحلي٬ جايگاهي را كسب نكرده است. و اين در شرايطي است كه كشورهاي حاشيه خليج فارس با اين كه از امكانات طبيعي كافي براي رونق گردشگري ساحلي بهره هاي نبرده اند اما با ساخت جزاير مصنوعي و تسهيلات متنوع اقدام به توسعه اين گردشگري و در آمدزايي در اين بخش كرده اند. كارشناسان گردشگري برگزاري تورهاي غواصي، تورهاي ديدن از تخمگذاري لاكپشت هاي عظيم الجثه، برگزاري مسابقات واليبال ساحلي و ورزشهاي آبي در سواحل كشور، فروش صنايع دستي، پرواز بادبادكها، جشنواره هاي ساخت مجسمه هاي شني و نقاشي غروب دريا، ماهيگيري، جشنهاي ملي و .... را از جمله اقداماتي عنوان مي كنند كه ميتواند در رونق گردشگري ساحلي كشورمان موثر باشد.همچنين حضور در نمايشگاههاي بزرگ گردشگري و تفريحي كه در كشورهاي مختلف برگزار ميشود، تصويري مناسب از جايگاه واقعي ايران در اين صنعت را به جهانيان عرضه خواهد نمود. از سوي ديگر مسوولان و دست اندركاران گردشگري كشور نيز ميتوانند ضمن اتخاذ سياستهاي حمايتي، سرمايه گذاران داخلي و خارجي را جهت فعاليت در اين بخش ترغيب نمايند. شناسايي الگوهاي موفق در دنيا و چگونگي استفاده آنها از جاذبه گردشگري ساحلي نيز ميتواند راهها و ايدههاي مناسبي را براي موفقيت در اين حوزه ارايه نمايد.توسعه گردشگري ساحلي و تفريحات مربوط به آن به طور مستقيم و غيرمستقيم در رشد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و محيطي ساكنان اين مناطق اثرگذار خواهد بود. در عين حال بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه توسعه اين صنعت به عاملي مخرب و تهديدكننده براي هويت، محيط و ميراث طبيعي، تاريخي و فرهنگي ساكنان محلي سواحل تبديل نشود. مراكز اقامتي ساحلي سالم، محيطي ايمن و لذتبخش و آب پاك و همچنين آبزيان و منابع دريايي (ماهيها، نرمتنان، تپه هاي مرجاني و تالابها) از موارد تاثيرگذاري است كه براي داشتن گردشگري ساحلي موفق مورد توجه ميباشد.(حناچي،1390، 60)

متن كامل :

دانلود پايان نامه ارشد مديريت و برنامه ريزي توسعه گردشگري در بوشهر با تاكيد بر توريسم ساحلي


برچسب‌ها: ،

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۵ آبان ۱۳۹۷ساعت ۰۵:۰۳:۲۵  توسط مدير  نظرات (0)

متن كامل :

دانلود پايان نامه : پايان نامه نقش انسجام اجتماعي در پيشگيري از جرم

تبيين كجروي

ماهيت و محتواي كجروي از گذشته تا كنون و از جامعه به جامعه ديگر متفاوت است، بدينگونه علل و عوامل كجروي هم متفاوت و متعدد مي باشد. در مجموع هيچيك از نظريه هاي مطرح شده نمي تواند علت كامل و لازم انحراف را مطرح نمايد اما اين نظريه ها در تركيب با يكديگر بهتر مي توانند در فهم علت يا علل كجروي موثر باشند. تبيين هاي متعددي از نقطه نظر زيست شناسي و روانشناختي و جامعه شناختي انحراف مطرح شده است.

بند دوم- تبيين زيست شناسي انحرافات (تبيين جسماني)

برخي از انسان شناسان عوامل زيست شناختي را عوامل ارتكاب جرم و رفتار انحرافي مي دانند آنها معتقدند رفتار انحرافي متاثر از نقايص جسماني و كروموزمي مي باشد. از اين نقطه نظر ديدگاههاي صاحب نظراني چون سزارلومبرز و ويليام شلدون و غيره مطرح مي باشد.

«لومبرزو مي نويسد كه فرد مجرم از نظر جسماني از افراد طبيعي عقب مانده تر است و ممكن است از نظر جسماني بيش از آنكه معاصرانش شبيه باشد به اجداد قبل تاريخ شباهت داشته باشد»[1]

«ويليام شلدون[2] انسانها را در سه دسته جسماني قرار داد. اندومرف (چاق و خپل) مزومرف (عضلاني و ورزشكار) اكتومرف (لاغر و استخواني) و معتقد بود كه نوع مزومرف يا فرد عضلاني و ورزشكار بيشتر به افراد جاني و منحرف شبيه مي باشند.»[3]

بند سوم- تبيين زيست شناختي انحرافات زنان

لمبرزو معتقد است كه زنان در مقايسه با مردان فاقد حساسيت مردانه مي باشند و زنان بيشتر احساسي، حسود، انتقام جو منقعل هستند و دلايل خودش را در رابطه با اينكه جرم در ميان زنان كمتر است نسبت به مردان به شرح زير بيان مي دارد.

«1ـ در زنان عوامل عاطفي، جنسي و طرز عمل خود مخصوصاً هورمونها در سنين نزديك به بلوغ، اختلال قائدگي، دوره يائسگي و پيري نقش مهمي در رفتارها و كژرفتاريهاي آنان ايفا مي كند.

2ـ زنان اصولاً از لحاظ زيستي محافظه كارترند

3ـ ضعف جسماني زنان مانع از ارتكاب جرايمي است كه نياز به قدرت بدني و چالاكي دارد.

 

برچسب‌ها: ،

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۵ آبان ۱۳۹۷ساعت ۰۵:۰۰:۵۱  توسط مدير  نظرات (0)

ميرجعفري وهمكاران در سال1391  مقاله اي با عنوان بررسي رابطه توانمندسازي و مهارت هاي ارتباطي با عملكرد شغلي كاركنان شركت طراحي و مهندسي صنايع پتروشيمي شيرازانجام دادند . يافته هاي اين مقاله نشان داد كه بين مؤلفه هاي مهارت هاي ارتباطي با عملكرد شغلي رابطه معني دار مشاهده نشد و پيش بيني كننده عملكرد شغلي نبودند ( ميرجعفري ، برزگر ، مشكسار ، 1391 ، ص 1) .

مقيمي وهمكاران كه در سال 1391مقاله اي با عنوان  رابطه بين مهارت هاي ارتباطي و عملكرد شغلي كاركنان و مديران آتش نشاني شهرستان رشت مورد بررسي قرار داده اند . يافته ها اين پژوهش نشان داد كه بين هوش هيجاني مديران وكاركنان با سطح عملكرد شغلي آنان رابطه معني داري وجود دارد ( مقيمي و همكاران ، 1391 ، ص 60 ) .

در مقاله اي كه ابيرام[1] در سال 2009 با عنوان مهارت ارتباط بين فردي، هوش عاطفي و عملكرد مديران انجام داد به اين نتيجه رسيدكه سه متغير با هم ارتباط مثبتي دارند (ABIRAMEE ‚2009 ‚ p 13 ) .

آقاي اولوبوني در مقاله خود تحت عنوان مهارت هاي ارتباطي به عنوان عوامل موثر بر عملكرد در ميان بازاريابان بيان مي دارد كه تفاوت معني داري بين عملكرد بازاريابان با مهارت هاي ارتباطي بالا و مهارت هاي ارتباطي كم وجود دارد .

[1] - ABIRAMEE


برچسب‌ها: ،

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۵ آبان ۱۳۹۷ساعت ۰۴:۵۸:۱۷  توسط مدير  نظرات (0)

عوامل مؤثر بر بهزيستي روان شناختي

عوامل مختلفي بهزيستي رو در معرض تغيير مي كنه. ويلسون (1967) نشون داد كه عوامل غير شخصيتي، بهزيستي رو تحت اثر قرار ميدن. اون گفت افراد خوشحال و راضي، آدمايي جوون، سالم، تحصيل كرده، با درآمد بالا، برون گرا، خوش بين بدون نگراني، مذهبي، متأهل، با عزت نفس بالا، با روحيه خوشحال، برخوردار از هوش پر و فروتن هستن. عواملي چون سن، درآمد و تحصيلات اثر چنداني بر بهزيستي ندارن.

دلايل پژوهشي زيادي هست كه نشون ميدن حوادث نا مطبوع زندگي مي تونن بهزيستي روان شناختي رو تحت اثر بذارن و پريشون كنن و به ايجاد مشكلات رواني مثل افسردگي و اضطراب منجر شن. بر اين پايه داشتن بچه معلول كه ماهيتي تقريباً ثابت و نا آرومي زا داره مي تونه با ايجاد پيچيدگي به كاهش بهزيستي روان شناختي منتهي شه. روي بهزيستي روان شناختي نشون داده مادران داراي بچه عادي داراي مؤلفه هاي اختيار، تسلط بر محيط، رشد شخصي و پذيرش خود، نسبت مادران داراي بچه معلول وضعيت بهتري دارن، اما در مؤلفه داشتن هدف در زندگي، مادران گروه دوم بهتر بودن. از مشكلاتي كه در بين مادران كودكان كم توان ذهني گسترش داره، افسردگيه.

تحقيقات نشون دادن كه حدود 30 تا 35 مادران اين كودكان نمرات بالايي در آزموناي افسردگي گرفتن و داراي علائم باليني مربوط به افسردگي هستن. مادران علاوه بر تحمل مشكلات به وجود اومده توسط مراقبت از كودك معلول، بايد با مشكلات مربوط به هزينه بالاي اقتصادي، كاهش روابط اجتماعي با آشنايان و بستگان، احساس گناه از به دنيا آوردن فرزندي مشكل دار و نگرشاي منفي دور و بري ها هم كنار بيان كه اين موارد مي تونن افسردگي اي بسازن كه ضعيف كننده باشه اما پژوهشا نشون دادن كه وجود افسردگي والدين، خصوصاً مادران، كودكان معلول با متغيراي مختلفي مثل نوع معلوليت،داشتن پول و پله و سرمايه اكتفا يا سطح اقتصادي اجتماعي متوسط و بالاتر و حمايتاي اجتماعي مناسب رابطه داره و متغيراي فوق مي تونه اثر كم تواني ذهني رو كاهش كنن. بررسيا نشون دهنده اين بودن كه افسردگي با بعضي از ويژگيا و صفات شخصيتي، كاهش ميشه (ميكائيلي، 1388).

پول-نام-تصوير

2-3- تفاوتاي جمعيت شناختي و جنبه هاي بهزيستي روان شناختي

يافته هاي بررسيا نشون دادن بهزيستي روان شناختي و مؤلفه هاي اون در هر برهه اي از زندگي و در مورد ويژگياي جمعيت شناختي وضعيت متفاوتي دارن و اين عوامل قادرندسطح بهزيستي روان شناختي رو تحت اثر بذارن (ريف، 1995). بررسياي انجام يافته نشون دهنده رابطه اون با ويژگيايي مثل سن، جنسيت، تحصيلات و شغل بودن.

علاقه به متغير سن در بهزيستي روان شناختي به دليل علاقه روان شناسا به رشد مادام العمره. علاوه بر اين سن و تحصيلات نشون دهنده يه جور جايگاه در ساختار اجتماعي هستن كه مي تونن بر اين متغير اثر گذارن (كيس، اشموتكين و ريف، 2002). پژوهشا نشون ميدن وضعيت فرد در مؤلفه ها در سنين جور واجور فرق داره. مؤلفه هاي احساس تسلط بر محيط و اختيار با افزايش سن زياد مي شن، خصوصا در فاصله جووني تا ميانسالي، در مقابل، مؤلفه هاي احساس هدف در زندگي و رشد شخصي با افزايش سن به طرف بزرگسالي كاهش پيدا ميكنن. بيشترين كاهش در فاصله بين ميانسالي تا پيري اتفاق مي افته. اما در مؤلفه پذيرش خود تفاوتاي سني مشاهده نشد و يافته هاي مؤلفه رابطه مثبت با بقيه مخالف بوده. يافته هاي مربوط به تحقيقات تفاوتاي جنسيتي در متغير بهزيستي روان شناختي متفاوت بودن. تحقيق شلدون و اليوت (1999) نشون دهنده نبود فرق معني دار در متغير فوق بين دو جنس بوده. اما چاو (2007) در مطالعه خود نشون داد زنان دانشجوداراي سطح بالاتري از بهزيستي روان شناختي در مقايسه با مردان دانشجو هستن. اونا داراي خودپنداري مثبت تر، رابطه مثبت با بقيه و رابطه نزديك با دوستان بودن و پيشرفت تحصيلي بيشتري داشتن.

خيلي از محققان انتقاد دارن وجود منابع حمايتي و نا آرومي زاي متفاوت ، سبكاي متفاوت تعاملي و ارتباطي ، انتظارات بقيه ، روش هاي مقابله با نا آرومي متفاوت و نقشاي جنسيتي متفاوت واسه هر جنس ،مي تونن سلامت و رواني به شكل مثبت يا منفي تغيير (لينگو ، 2002) .وانگ و ميائو (2007) فكر مي كنند زنان و مردان در جنبه هاي جور واجور بهزيستي روانشناختي باهم متفاوتند . چون منابع استرس و امكانات متفاوتي در اختيار هر جنس قرار ميگيره كه باعث به وجود اومدن فرق در وضعيت سلامتي اونا مي شه . شغل و تحصيلات هم به عنوان يه متغير جمعي شناختي در بررسياي جورواجور مورد توجه بودن . يافته هاي مطالعه كي يس و همكاران (2002) نشون داده آدمايي با تحصيلات دانشگاهي و سطوح بالا از نظر نيم رخ بهزيستي روان شناختي  سطح مطلوبتري نسبت به آدمايي با تحصيلات پايين تر قرار دارن . علاوه بر اين با افزايش تحصيلات ، بهزيستي روان شناختي هم زياد مي شه .


برچسب‌ها: ،

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۵ آبان ۱۳۹۷ساعت ۰۴:۵۵:۴۴  توسط مدير  نظرات (0)

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ]